X
تبلیغات
زولا
دوشنبه 29 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 10:45 ق.ظ

راستش دیروز رفتم نمایشگاه نفت و گاز و انرژی یعنی تنها نرفتم با محمد رفتیم (نمی دونم چرا این ویرگول سر جای همیشگیش نیست؟ همه دکمه ها رو هم امتحان کردم ) ... از این نمایشگاه های گنده با کلی آدم گنده و بعضا گنده دماغ ... عمیقا حسودی ام شد. همه آنجا کار داشتند یعنی شغل داشتند . من آدم حسودی نیستم . شاید آدم عنی باشم اما حسود نیستم . این که حسودی ام شد چون همه آن جا کار داشتند و من کار ندارم . البته من هنوز دانشگاه دارم درس دارم پروژه دارم اما کار را هم دوست دارم .  البته رزومه هم دارم . از آن رزومه هایی که با هزار و یک حقه بازی و دوز و کلک بزک دزکش کرده ام - البته که فاقد هر گونه دروغ است اما اغراق چرا...رزومه که بدون اغراق نمی شود - و قبل تر ها یک جایی برای استخدام فرستاده بودمش . یک روز یکی زنگ زد که آقا شما متاسفانه اورکوالیفاید تشریف دارید ... این جور آدمی هستم من که بدون حتی یک روز سابقه کاری و بدون هیچ گونه دانش خاصی اورکوالیفاید می شوم ... آبدارچی نمی خواستند ها . آبدارچی که رزومه نمی خواهد،می خواهد؟دیروز هم هی این فرم هایی که می گذاشتند برای همکاری بین شرکت ها را پر می کردم. نام شرکت را مهراز امینی و سمت شرکت را می نوشتم مهندس مایل به همکاری کمی دری وری ردیف می کردم و زیرش با فونت بزرگ می نوشتم دارای کارت معافیت داخل پرانتز غیر پزشکی . شنیدم البته مدیرانی هستند که این برگه های همکاری و یا رزومه ها رو بُر می زنند و بعد یک سری اش را دور می اندازند با این استدلال که ما با آدم های بدشانس همکاری نمی کنیم  ، جل الخالق

این که کار می خواهم خب البته دلایل مختلف دارد ، مهم ترینش پول است . من پول ندارم ، یعنی نه تنها آن قدری که می خواهم ندارم و نه تنها آن قدری که نیاز دارم ندارم کلا ندارم... یک ته مانده پولی داشتیم که هفته پیش رفتیم مهمونی مهدی ، دوست داشتم همه اش را خرج کنم که تمام شود راحت شوم از دستش . 

چیزی که من را از همه چی بیشتر حرص می دهد ، این آدم هایی هستند که در وبلاگشان هی غر بی پولی می زنند و آی پاد دارند ، ماشین دارند ، گوشی خوب دارند ، تفریح سالم و ناسالم دارند ، می روند باشگاه انقلاب ورزش ، مسافرت می روند ،کنسرت خیریه می روند ،  بعد هم در آخر نق می زنند که پول نداریم . آدم بی پول ندارد ، هیچ کدام از این هایی را که گفتم ندارد ، نه تنها این ها را ندارند خیلی چیز های دیگر هم ندارد . آدم بی پول آگهی درست می کند که برود به بچه های دانشگاه آزادی که هم ماشین دارند هم آی پاد دارند هم تفریح دارند درس بدهد . پس اگر بی پول نیستید هی دم از بی پولی نزنید ، بیشتر استخوان می شوید در گلوی بی پول هایی که ندارند . البته اگر هم بی پولید دم از بی پولی نزنید ، استخوان می شوید در گلوی همه ... البته ببخشید که من همی کمی استخوان شدم در گلوی همه .  

حرف اصلی ام این است که این وبلاگ نویس هایی که خیلی معروف اند می آیند و می گویند نداریم و آی و وای و از آن طرف نمی دانم چه حسی پیدا می کنند که فکر میکنند حتما در ادامه باید خاطر نشان کنند که از نداری فقط حسش را دارند و موارد خاص خودشان را ذکر می کنند . یک جوری شو آف دارند و در ادامه خضوع و فروتنی .  

 پی نوشت : ساباتو می گه وقتی مشهور باشی تواضع خیلی راحت میشه ... دقیقا هم همین طوریه ... تواضع انسان هایی که بیشتر توی چشم هستند نیز شو آفی بیش نیست

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo